تبليغاتX
باميد آزادی

باميد آزادی

سياسي اجتماعي مذهبي اقتصادي

به احمدي نژاد براي صحبت كردن از جانب فسلطين مجوزي نداديم.

محمود عباس:

كسي به احمدي‌نژاد مجوز صحبت كردن از جانب

مردم فلسطين را نداده

محمود عباس طي اظهاراتي گفت: به احمدي نژاد براي صحبت كردن از جانب فسلطين مجوزي نداديم.

به گزارش سرويس بين الملل سايت خبري ايران(INA) به مقل از جرزالم‌پست، محمود عباس در مصاحبه با يكي از رسانه‌هاي ايتاليا گفت: كسي به احمدي‌نژاد مجوز صحبت كردن از جانب مردم فلسطين را نداده است، ما اسرائيل را به‌عنوان كشور به‌رسميت مي‌شناسيم و تصميمي براي نابودي آن نداريم، مي‌خواهيم كشورمان را در مجاورت اسرائيل تاسيس كنيم.

عباس در پاسخ به پرسشي درباره سخنراني احمدي‌نژاد در نشست دوربان كه ماه گذشته ميلادي در سوئيس برگزار شد، گفت: سخنان احمدي‌نژاد در راستاي منافع مردم فلسطين و حل مشكلات آن‌ها نبود.

                                                                                                            
Mahmoud Abbas

نكته:این هم.... رپیس جمهور فلسطینیان خطاب به  جمهوری اسلامی و همه دستاندرکاران کاسه داغ تر از آش اون.

حالا حتماْ جمهوری اسلامی خودشو از محمود عباس نزدیکتر می بینه به فلسطینیان.
آقا این یعنی در دهنتون را ببندیت و تو کار دیگران فضولی نکنید. اینا اسراپیلو به رسمیت می شناسن بعد ما ایرانیان متمدن با چند هزار سال تمدن صلج دوستی شدیم دشمن یک کشور چند هزار کیلومتر دورتر که در تاریخ موجودیتش هیچ آزاری به ایران نرسانده. چون اساساْ این کشور به فرهنگ ما وصله.
1- 400000 ایرانی در اسراپیل زندگی می کنند.
2- ریس جمهور اسراپپل در دور قبل یزدی بود
3- 30٪ از سران اسراپیل ایرانی هستند.
4- می توان گفت نزدیکترین کشور از لحاظ خونی به ایران بعد از هند می باشد در آسیا.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 18:34  توسط مهدی  | 

تنها سواركار يك دست.

محسن رضایی: مسیر احمدی نژاد رو به پرتگاه است.

محسن رضایی 

محسن رضایی فرمانده سابق سپاه پاسداران ایران و داوطلب نامزدی انتخابات ریاست جمهوری به شدت از محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران انتفاد کرده و گفته است":اگر مسیر فعلی ادامه پیدا کند ما به سمت پرتگاه می رویم."

آقای رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در ایران است و چهره ای متعلق به جناح اصولگرا شناخته می شود، عملکرد دولت آقای احمدی نژاد را پراشتباه توصیف کرد.

آقای رضایی در اولین نشست خبری خود بعد از اعلام نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری از اصلاح طلبان نیز انتقاد کرد و گفت:"اگر به گذشته برگردیم شکست خواهیم خورد بنابر این بین شکست و پرتگاه باید راه دیگری را انتخاب کنیم."

نكته: بعد از اينكه قانون منع حضور رجال نظامي رو در انتخابات رياست جمهوري كه از سال 62 تا 87 اجرا ميشد لغو كردند.
زمينه رو براي نشان دادن واقعي ولايت فقيه در همجاي اين نظام باز كردند.
شايد اگر عروسكهاي خيمه شب بازي امثال احمدي نژاد به وسيله رهبر هدايت ميشد همكنون دست رهبر از استين يك نظامي بيرون خواهد امد.
به نظر من اين انتخابات مانند سه دهه قبل از قبل تعين شده و رهبر انقلاب مشخص كرده است.


محسن رضایی: بنده بیشتر ادبیات آقای احمدی نژاد را ماجراجویانه می دانم.


همانتور كه متوجه شده ايد صورت مسئله هيچگاه عوض نميشود.
اين انتخابات  به احتمال زياد يك نظامي افسارش را به دست سواركار يك دست خواهد داد.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 13:18  توسط مهدی  | 

دل‌آرا دارابي اعدام شد..........خانم دارابي بي‌گناه بوده....

 

محمد مصطفايي وكيل دادگستري مي‌گويد كه دل‌آرا دارابي صبح امروز جمعه در رشت اعدام شد.

اين وكيل دادگستري علت اجراي ناگهاني حكم اعدام دل‌آرا دارابي را غرض‌ورزي اداره اجراي احكام رشت و خانواده مقتول عنوان كرد و گفت:«اگر قانون در كشور ما حكومت مي‌كرد اين حكم به اين صورت اجرا نمي‌شد و اصلاً حكم اعدام براي دل‌آرا صادر نمي‌شد.»

دل‌آرا داربي ۲۳ ساله به اتهام قتل مهين دارابي حقيقي (يكي از بستگان پدرش) در سن ۱۷سالگي به اعدام محكوم شده بود.

طبق اقرار دل‌آرا، دادگاه وي را به عنوان متهم رديف اول پرونده معرفي كرد. بعد‌ها وي اعترافات اوليه خود را انكار كرد، اما اين انكار از سوي دادگاه پذيرفته نشد و دارابي به اعدام محكوم شد.

حكم اعدام دل‌آرا قرار بود دو هفته پيش از اين به اجرا گذاشته شود كه با درخواست فعالان مدني به تعويق افتاده بود.

دل‌آرا دارابي متهم بود كه شش سال قبل زماني كه تنها ۱۷ سال داشت با همدستي پسر مورد علاقه‌اش فردي را به قتل رسانده است.

خانم دارابي در سال ۸۲ پس از قتل فردي كه نسبت خويشاوندي با پدر خانم دارابي داشت ، قتل را برعهده مي‌گيرد، اما در دادگاه ارتكاب جرم را انكار مي‌كند. وي در دادگاه گفته بود: «من تحت تأثير حر‌ف‌هاي پسر مورد علاقه‌ام قرار گرفتم كه گفت تو قتل را گردن بگير، چون كمتر از ۱۸ سال داري اعدام نخواهي شد. من به قتل اعتراف كردم اما اين اعترافات واقعيت نداشت».

عبدالصمدخرمشاهي  بر اين اعتقاد و باور است كه خانم دارابي بي‌گناه بوده و شواهد متعدد در پرونده وي بيانگر آن است كه وي نمي‌توانسته قاتل باشد. وي در اين زمينه به روزنامه اعتماد گفته است: «ايرادهاي زيادي در پرونده وجود دارد و مدارك موجود در پرونده نشان مي دهد اين دختر قاتل نيست. دل‌آرا چپ دست است و با توجه به ضربات وارده به مقتول و شواهد ديگر، ممكن نيست اين دختر قاتل باشد.»

نكته: دل‌آرا در هنگام بازداشت ۱۷ سال داشت و بر اساس پيمان‌نامه حقوق كودك كه ايران نيز به اجراي آن متعهد شده‌ است، كودك محسوب مي‌شد. اين پيمان‌نامه اعدام افراد زير ۱۸ سال را ممنوع كرده‌ است.
ايران بالاترين آمار اعدام كودكان را در جهان دارد.

در سه سال گذشته ۳۲ كودك در جهان اعدام شده‌اند كه ۲۶ مورد آن در ايران بوده‌ است. سال گذشته، شش نوجوان در ايران اعدام شدند و هم‌اكنون ۱۳۰ نوجوان زير ۱۸ سال با دريافت حكم اعدام، در مسير اجراي حكم قرار دارند.

سازمان عفو بين‌الملل در لندن نيز، بر عليه حكم اعدام دل‌آرا دارابي، تظاهراتي را حدود دو هفته پيش مقابل سفارت ايران در لندن سازمان داد.

مثالي ديگر: امير در صورتي که نتواند رضايت اولياي دم مقتول را جلب کند، به دار آويخته مي شود. امير امراللهي يکي از محکوماني است که به جرم قتل در 16سالگي زير تيغ مرگ قرار دارد و نام وي در فهرست اعداميان گنجانده شده است

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:52  توسط مهدی  | 

سرطان غير از درد، هزينه هم دارد

ميدونيد با هزار تومن چه كاري ميشه انجام داد؟


سرطان غير از درد، هزينه هم دارد


واقعا با 1 هزار تومان تو اين زمونه چه چيزي ميشه خريد يا چه كاري ميشه كرد كه از كمك كردن به اين كودكان دريغ مي كنيم؟ من نمي دونم چي بگم، فقط مي تونم بگم كه با ديدن  آگهي احساس خيلي بدي نسبت به خودم پيدا كردم. شما ها رو نمي دونم ولي تصميم دارم از اين به بعد متفاوت باشم. متفاوت بودن سخت نيست بلكه دل كندن از اين بچه هاي معصوم سخته.

 

نكته: موسسه محک یک سازمان غیر دولتی حمایت از کودکان سرطانی است که سالها است داره فعالیت می کنه. این موسسه سالها تلاش می کرد که یک بیمارستان مخصوص بچه های سرطانی درست کنه و دو سال پیش با کمک های مردمی موفق به این کار شد. اگر شما خدای ناکرده بچه سرطانی داشته باشید، محک از شما حمایت می کنه و ضمن درمان تقریباً رایگان تو بیمارستان محک بخش زیادی از هزینه های دارو رو هم متقبل می شه. شما با عضو شدن تو محک فقط به شکل پول دادن لازم نیست به این موسسه کمک کنید. می تونه کمک های شما شامل خرید لباس بچه، اسباب بازی و شیرخشک باسه بچه های سرطانی باشه یا اینکه یک روزهای خاصی به بیمارستان برید و اونجا به طور عملی کمک کنید. حتی اگر اهل هنر هستید، میتونید برنامه های سرگرم کننده، موسیقی و ... باسه بچه ها اجرا کنید. افراد متمول هم میتون تو یک طرح جالب شرکت کنند و هزینه یک روز بیمارستان رو پرداخت کنند.


+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 11:20  توسط مهدی  | 

خرافات

خرافات

جنونی كه به جان ملت افتاده

 

اخیرا تعدادی از موسسات فرهنگی با چاپ مطالبی در مورد علائم ظهور امام زمان این چنین نقل قول کرده اند که چندی قبل ايت الله بهجت درحين وضو گرفتن بيهوش مي شوند که پس از بهوش آمدن علت را جويا مي شوند که در جواب مي فرمايند در همين لحظه قاتل امام زمان در اصفهان متولد شده است.

آگاهان گسترش خرافات و استفاده از اعتقادات مذهبی را حاصل استفاده های سياسی از باورهای عمومی می دانند که هم به باورهای اعتقادی مردم لطمه زده و هم راهی در برابر شیادان باز کرده است

به اين چند خرافه كه در مطبوعات داخل کشور در این چند سال انتشار يافته نگاهی بياندازيد
 

گوش كردن موسيقی

دختر جوانی در هلند در زمان تلاوت قرآن توسط مادرش با صدای بلند به موسيقی گوش می‌كرد. هنگامی كه با اعتراض مادرش مبنی بر كم كردن صدای موسيقی مواجه می‌شود به او و كتاب قرآن اهانت می‌كند. اين دختر هنگامی كه می‌بيند با وجود مخالفت او باز مادرش به خواندن قرآن با صدای بلند ادامه می‌دهد، قرآن را به زور از دست مادرش می‌گيرد و آنرا پاره می‌كند كه در همان حال دختر جوان آتش گرفته و می‌سوزد. مادر دختر برای خاموش كردن دخترش بر روی او پتو می‌اندازد و بعد از اينكه پتو را از روی او بر می‌دارد می‌بيند كه دختر او تغيير چهره داده و به صورت عكسی كه می‌بينيد در آمده است

مدتی بعد مشخص می‌شود كه اين خبر از اساس ساختگی بوده است. عكس مربوط به مجسمه‌ای ساخته  پاتريشيا پيچی نينی است كه از سيليكون و كائوچو ساخته شده و طرحی در مورد مهندسی ژنتيك مربوط به تكامل حيوانات است و هيچ ارتباطی با موضوعات مذهبی ندارد

آن كه دسترسی به چنين خبری داشته و قطعا با اروپا و مطبوعات آن درتماس بوده و دسترسی داشته، نمی دانسته اصل ماجرا چيست؟ می‌دانسته، اما ماموريت برای داخل كشور اجرا می‌كرده است .

گوسفند مقدس شيبان

در ماه محرم سال گذشته در شهر كوچك شيبان نزديك اهواز گوسفندی پيدا می‌شود كه می‌گويند روی شاخ سمت چپ او شمشير امام علی نقش بسته است. بلافاصله اين موضوع دهان به دهان گشته و به يك افسانه‌ی مذهبی در منطقه مبدل شده و كم‌كم به رسانه‌های سراسری نيز كشيده می‌شود. مردم دسته دسته برای تماشای گوسفند مقدس به سمت شيبان هجوم می‌برند و به تدريج شايعات عجيب و قوی‌تری در مورد اين گوسفند زبان بسته و از همه‌جا بی‌خبر پديد آمد مثلاً اين كه هيچ چاقوی گلويی او را نمی‌برد و با بعضی از خواص به طور خصوصی صحبت می‌كند و احتمالاً پشكل و ادرارش هم شفاست

از اين قضيه مدت‌ها گذشت و ظاهراً تقدس گوسفند هم كمرنگ‌تر شد. برخی آن را شايعه‌‌ای ساخته‌ی صاحب گوسفند می‌دانند كه به هر صورت درآمد خوبی از طريق نذورات مردم خرافی به پای اين «گوساله‌ی سامری» به جيب زد . 

ديگ سمنوی مقدس در قم

سال گذشته نيز خبر می‌دهند در ديگی كه در روستای ونارج نزديك قم در آن سمنو می‌پخته‌اند جای پايی ظاهر شده كه احتمالاً جای پای يكی از ائمه است! اين خبر نيز مانند هر خبر خرافه‌آميز ديگر به سرعت منتشر شده و دسته دسته مردم عقل باخته برای تماشای ديگ سمنوی مقدس به روستای ونارج قم می‌روند و حتی هيأت‌های مذهبی در كنار آن به اجرای مراسم پرداختند و مبلغ هنگفتی برای ساخت جايگاهی ويژه برای آن جمع آوری می‌شود . 

زن ببر نمای قم

دو سال پيش يك عكس تبليغاتی از چهره‌ی زنی با صورت ببر كه توسط فتوشاپ ساخته شده، متعلق به يك موسسه تبليغاتی در كرمانشاه در يكی از مطبوعات محلی چاپ می‌شود. بعد از مدتی اين عكس در قم كپی و تكثير شده و شايعه‌ای پديد می‌آيد كه زنی به مقدسات اهانت نموده و به اين صورت درآمده و او را دستگير كرده‌اند. قدرت تهييج و تحريك اين شايعه چنان است كه به زودی مردم به سمت پاسگاه شيخ‌آباد در منطقه نيروگاه قم هجوم می‌برند و از عوامل انتظامی می‌خواهند تا زنی كه ادعا می‌شود به خاطر پاره كردن قرآن كريم و ريختن آن در زباله‌دانی و تبديل شدنش به صورت ببری كه نيمی از صورتش به شكل انسان است و مانند ببرها دم و سبيل دارد، را به آنها نشان دهند! شايعه می‌شود كه قرار است زن ببرنما را روز جمعه اعدام كنند. با فرا رسيدن بعداز ظهر روز جمعه و نزديك شدن به ساعات اعدام زن ببرنما مردم اين منطقه گروه گروه در ميدان نبوت تجمع می‌كنند و از آنجايی كه يك جرثقيل هم بر حسب تصادف در همان محل پارك بوده مردم گمان می‌كنند كه احتمالاً با همين جرثقيل می‌خواهند زن را اعدام كنند و در واقع وجود اين جرثقيل هم بر اطمينان بيشتر مردم نسبت به اين مسأله می‌افزايد وشايعه را باورپذيرتر می‌كند. اين قضيه به تدريج به صورت يك شورش همگانی درمی‌آيد و با شكستن شيشه بانك‌ها منطقه به آشوب كشيده می‌شود و تعداد زيادی نيز دستگير می‌شوند .

امام زمان پشت ناودان شهرک قدس

شهرک قدس در حاشيه پايتخت 12 ميليونی ايران. ناودان سوراخ بوده و آب از پشتش به ديوار راه يافته، ناودان را برای تعمير از جا درآورده اند و زردآب پشت ناودان هويدا شده است. هو انداختند که سايه امام زمان روی ديوار افتاده و مردم دردمندی که غرق در مشکلات زيستی و معيشتی اند به اميد علاج آنها دست به دامن اين سايه شدند .

تصاویر هجوم مردم شهریار برای دیدن شمایل حضرت امام زمان روی دیوار 

 

نمی دانم چه ارتباطی بین نم دیوار و یا چاه و... از این قبیل مکانها و ائمه اطهار وجود دارد؟  

  

 

  

نكته:شايد همكنون كه مسئله مجسمه ساخته شده از سيليكون و اب ناوداني برملا شد ديگرجنبه مذهبي نداشته باشد ولي ايا باز هم فريب اين عمامه بسرها و دست نشاندهاي انها را خواهيم خورد.
بياييم كمي منطقي فكر كنيم.

دانش نه با تعقل , بلکه با عمل آموخته میشود. تلاش کنید که وظیفه خود را به جای آورید. به زودی متوجه می شوید که از چه متاع نابی ساخته شده اید. (یوهان گوته(

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 10:19  توسط مهدی  | 

جنایتکاران تحصیلکرده

 

اینگونه تصور می شد (و می شود) که تحصیلات دانشگاهی و کسب مدارک تحصیلی دانشگاهی ,آدمی را به انسانیت و مدنیت نزدیک و از حیوانیت و توحش دور می کند . زندگی اما نشان داده است چنین تصوری, هم در عرصه ی حیات فردی و خانوادگی  و هم در حوزه زندگی و فعالیت اجتماعی, با واقعیت خوانایی ندارد.  از سه پزشک , که بنا  به ویژگی و تعهد حرفه ای شان  می باید بویی از انسانیت و انسان دوستی می بردند, ویا لااقل وانمود کنند ه ی چنین حسی می نمودند, نام می برم تا شاید حدیث مفصل از این مجمل به دست داده باشم : دکتر ژزف منگله از جنایتکاران آشویتس , دکتر رادووان کارادچیک از آمرین کشتار مردم بوسنی  و دکتر علی اکبر ولایتی, خادم آیت الله خمینی که مشاور ولی فقیه  آیت الله خامنه ای ست و چهار دوره نیز وزیر امور خارجه حکومت اسلامی  بود.

جنایتکاران تحصیلکرده
 
به  شهادت تاریخ در همین یکی دو قرن اخیر آمرین و فرمانده هان  جنایت ها و کشتار های بزرگ انسان های بی گناه  بسیاری از تحصیلکرده گان , یعنی دکترها (حتی پزشکان), مهندس ها , حقوق دان ها و دارندگان مدارک تحصیلی در این سطح بوده اند که در موقعیت رهبری بسیاری از کشور های جهان و نیز احزاب و سازمان های سیاسی و مذهبی جا خوش کرده اند.

رهبران  مورد نظر , یعنی  آمران جنایت ها  برای پیشبرد امرشان به عامل جنایت در زندان ها , بازجویی ها , شکنجه ها و  اعدام ها , و یا  ترور مخالفان و در گیری مستقیم در میادین  کشتاروجنگ  نیاز داشته و  دارند, که  معمولا" از افراد بی سواد , نا آگاه , مسخ شده  و نیازمند و تهی دست بهره برده اند . حضور تحصیلکرده گان به  عنوان عامل مستقیم جنایت  در جایگاه بازجو , شکنجه گر و قاتل  به ندرت رخ داده است.

حکومت  اسلامی ایران  اما در این مورد هم " نوبر" است و از معدود نمونه های  حکومتی ست که جنایتکاران تحصیلکرده , به عنوان عوامل مستقیم بازجویی, شکنجه و جنایت  , در پیدایی ,شکل گیری و تداوم حیات اش نقش داشته اند.

جنایتکاران تحصیلکرده

1- سید کاظم کاظمی ( حاج مجتبی) ( بازجو و شکنجه گر)

سید کاظم کاظمی ,تحصیلکرده ی رشته‌ی مهندسی مکانیک از ایالت تگزاس آمریکا ," در سال 1336 در بخش «آرادان» شهرستان «گرمسار»، در یک خانواده مذهبی متولد شد . در تهران به تحصیل پرداخت وپس از پایان دوران متوسطه برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت. در امریکا به انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا و کانادا راه یافت و پس از مدتی به معاونت و سپس مسئولیت انجمن اسلامی در تگزاس رسید.

" سید کاظم کاظمی در اسفند ماه ۱۳۵۷ به ایران بازگشت و در فروردین سال ۱۳۵۸ با گذراندن دوره آموزش عمومی سپاه در پادگان امام علی به عضویت سپاه پاسداران در آمد و بلافاصله به نقده اعزام شد. کاظمی در کردستان تجربیات زیادی را در امور اطلاعاتی و امنیتی کسب کرد که زمینه ساز فعالیت او در سرکوب گروه‌های سیاسی در سال‌های بعد شد. کاظمی در سال 1358 در یکی از رشته‌های علوم انسانی دانشگاه تهران پذیرفته شد و از بدو ورود به دانشگاه هم و غم خود را معطوف به مبارزه با گروه‌های سیاسی کرد.

اطلاعات سپاه و به ویژه بخش مربوط به گروه‌های چپ همچنین نقش مهمی در تعقیب و مراقبت و سرکوب حزب توده و دستگیری اعضا و فعالین آن داشت.کاظمی نقش مهمی در سرکوب سازمان‌های فداییان خلق (اکثریت) و رنجبران ایفا کرد و بازجویی از اعضای این گروه‌‌ها را نیز خود به عهده داشت. "

شاهدان زنده مانده از شکنجه گاه ها و قتلگاه های حکومت اسلامی  متفق القول از این  موجود سنگدل و وحشی, تصویری هولناک , ناباورانه و شرم آور فراروی مان گذاشته اند .  با اتکا به اسناد ومراجعه به ده ها شاهد زنده ی بازجویی و شکنجه شده توسط این موجود,  کاظمی (مجتبی) را می توان نماد سبعیت و توحش اسلامی دانست .کاظمی به خاطر جنایاتی که مرتکب شد به سرعت به قائم مقامی فرماندهی اطلاعات سپاه پاسداران رسید. او همچنین در زمره‌ی مسئولان بخش ۲۰۹ اوین و کمیته مشترک (زندان توحید) اصلی‌ترین شکنجه‌گاه‌های رژیم در تهران بود.

کاظم خوشابی , جوان بوشهری که در کشتار بزرگ سال 67 اعدام شد, یکی از قربانیان سبعیت حاج مجتبی  است .

 

2- حاج سعید امامی( اسلامی) (بازجو, شکنجه گر و قاتل)

سعید امامی ( اسلامی) از آمران و عاملان قتل هایی  ست ,که به قتل های زنجیره ای  معروف شده است . او نیز از تحصیلکرده گان  رشته مهندسی مکانیک  در امریکا و از فعالین انجمن های اسلامی  در این کشور بود. " سعيد امامي، متولد 1336 در شیراز,  پس از اخذ ديپلم رياضي جهت تحصيل به آمريکا (واشنگتن) عزيمت کرد. سعید امامی فرزند یکی از امیران ارتش دوره ی شاه بود." دائي او سلطان محمد اعتماد وابسته نظامي دولت شاهنشاهي ايران در آمريکا  پشتوانه وي در آمريکا بود  واو را مورد حمايت مادي و معنوي خويش قرار مي‌داد.   سعید امامی در همکاری با فلاحیان تجهیزات شنود تلفنی مورد نیاز وزارت اطلاعات را از شرکتی در تگزاس به نام " الکترونیک اینجینیرینگ " خریداری می کرد . سعید امامی به سفارش فلاحیان از طریق شخصی به نام سبزعلیان , که مسؤل دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی در سفارت الجزایر در واشنگتن دی.سی بود , گذرنامه مخصوص دریافت کرد."  
" ...در سال 1361 سعید امامی سر از واحد اطلاعات نخست‌وزيري يعني يگانه نهاد اطلاعات و امنيتي آن زمان جمهوري اسلامي در آورد.

سعید امامی از طراحان و مجریان اصلی قتل های زنجیره ای  بود, این را یاران نزدیک او , از جمله روح الله حسینیان , به صراحت بیان کرده اند . حسینیان در نطقی در دفاع از سعيد امامی در مدرسه حقانی (که به مدرسه تررويست پرور اشتهار يافته) گفت: «شايد صدها عمليات برون مرزی... خيلی عمليات داشت و اعتقادش همين بود و...». در مورد برخی از این " عملیات " و قتل ها و روش کار سعید امامی و همکاران اش  مسؤل سازمان قضایی نیرو های مسلح اعلام کرد که :
«قاتلان با همکاری يک نفر از آشنايان داريوش فروهر که احتمالاً جزو تشکيلات وابسته به وی بوده، ساعت ۹ و ۵ دقيقه شنبه شب (۳۰ آبان) به منزل وی مراجعه کرده اند و آن ها را به قتل رسانده اند."«در مورد پوينده و مختاری نيز قاتلان آنان را شناسايی کرده و کمين می کنند و به شکل ربايش و جلب آنان را دستگير کرده و با يک اتومبيل فولکس واگن به نقطه ای برده و به قتل می رسانند و سپس جنازه شان را در جايی انداخته و متواری می شوند.»

 

نكته: چرایی جنایت پیشگی  تحصیلکرده گان

  اسلام , به ویژه تشیع  , مهم ترین عامل در پیدایی عدم تحمل ونابردباری در رابطه با دگراندیشی , دگر بودی  و دگررفتاری در میهنمان است . بدیهی ست عوامل دیگری همچون اندیشه سیاسی , ایدیولوژی , اقتصاد , نژاد , قومیت و.....در پیدایی و تدوام عدم تحمل و نا بردباری ایفای نقش کنند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 12:12  توسط مهدی  | 

بیائید او را پرستش کنیم................

 

Good Friday - Jesus died on cross for the sin of the World


 

بیائید او را پرستش کنیم
خدا را به شادی نیایش کنیم
چو او صخرۀ رستگاری ماست
به نزدیک او ، هم ستایش کنیم

بخوانیم او را به شادی سرود
ستائیم او را به آوای رود
خدای بزرگی که خود ، یَهوِه است
به جمع خدایان که فرمانده است

نشیب زمین در کف دست اوست
فراز کُهستان ، هم از آن اوست
که دریا بسازید و دریا ازوست
که تصویر خشکی ، هم از دست اوست

بیائید او را پرستش کنیم
به بانگ و ترانه ، به شعر و سرود
به زانو درآئیم نزد خدای
نیایش کنان ، پیش او در سجود

که او خود خدایست و ما بنده ایم
که او خود شبان است و ما گله ایم .

            (خداوند به شما بركد دهد)
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 14:5  توسط مهدی  | 

نشريه انگليسی گاردين ويديويی را منتشر کرد که صحنه دلخراش شلاق زدن يک دختر افغان...

 

نشريه انگليسی گاردين ويديويی را منتشر کرد که صحنه دلخراش شلاق زدن يک دختر افغان توسط طالبان ها را به نمايش می گذارد. اين ,عدالتی, است که حکام اسلامی ايران ميگويند از آن شرم به خود راه نمی دهند. به عبارت ديگر ,عدالتی, که آنها نمايندگی ميکنند عين بی شرمی است. هولناک تر اين که کتک خوردن اين دختر بچه محصول توافقی است که بين حکومت دست نشانده افغانستان و طالبان محلی صورت گرفته است. ,جنگ, فقط برای طالبان های ايرانی ,نعمت, نبود. همه انواع اين ,اجساد زنده, از مرداب، جنگ، خونريزي، بحران و آدم کشی تغذيه ميکنند.

دارو دسته های متحجری که هيچ معيار و ارزش انسانی حدود و ثغور اعمال شان را محدود نميکند، و در عصر مدرن هيج جايی برای آنها نيست - حتی در گورستان- حالا به مدد توحشی ديگر يعنی جنگ و تجاوز و مداخله خارجی در صحنه سياست خاورميانه برای خود جا باز کرده اند و زنان را در صف مقدم قربانيان خود قرار داده اند.

گاردين در شرح ويديو نوشته است دخترک که نقاب به صورت دارد به روی سينه روی زمين قرار داده شده است. دو مرد دست ها و پاهای او را محکم گرفته اند و يک جنگجوی طالبانی که عمامه بر سر دارد او را شلاق ميزند. دختر زير ضربات شلاق شيون کرده و التماس ميکند يا بس کنيد يا مرابکشيد. بعد از 34 ضربه دختر را به طرف ساختمانی که مردان مسلح از آن نگهبانی ميکنند، می برند.

گاردين نوشته است در تماس تلفنی با طالبان ها سخنگوی گروه مسووليت اين کار را برعهده گرفت و گفت:, او از خانه با پسری بيرون آمد که شوهر او نبود. بنابراين بايد مجازات می شد.

نكته: طبيعتا وقتی قاضی ها ی اسلامی دادگاه را اداره کنند، اولين چيزی که قربانی ميشود قواعد دادرسی و قضاوت است.

                                                                                    براي ديدن ميتوانيد به سايت( سربازان وطن) مراجعه كنيد.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 18:53  توسط مهدی  | 

تبارك الله ده نمكي(برادر مخلص بسيجي)تنها مشكل مردم اخراجيهاي2 بود كه اونم........

 

…اينو جدّي ميگم…..جدّي جدّي…..از وقتي شنيدم مردم چطور واسه ديدن فيلم اين بابا ,ده نمكي , از سرو كول هم بالا ميرن ديگه شبها راحت كپّه مرگمو ميذارم!.ديگه خيالم از بابت اين مردم راحت شد.
آقاجان… اين ملّت دلش نميخواد به اون چيزائي كه من و تو ايده آل ميدونيم فكر كنه…زوره اخه!!…اين مردم ديگه نيازي به جوش زدن هاي آدماي زوار در رفته اي مثل من و شما ندارن كه شبها هم تنها كاري كه ميتونن بكنن اينه كه بخاطر فكر كردن به مشكلاتي كه هموطنانشون دارن يخورده ديرتر به خواب برن….والا ما كسي نيستيم كه فكر كردنمون خيلي چيز مهمي باشه ولي تا حالا فكر ها خودشون مي اومدن و ما هم استقبال ميكرديم….از اين به بعد ديگه خلاص!
اين ملّت ميخواد حال كنه…حاليته رفيق؟… همين الان هم ميخواد حال كنه…..واسمشم مهم نيست كه واسه يكي دو ساعت شنيدن مزه پروني ممكنه چه چيزائي زير پا گذاشته بشه واز بين بره …واسش فرقي نداره كه كارگردان اين چند سا عت كيه و چه بلائي سر دوستا و برادراش آورده….گور باباي هيجده تير!…گور باباي دانشجوهاي زنداني!…گور باباي آينده!…گور باباي ما و شما!….


ول كنين آقا!…ول كنين ملّت رو بذارين حال كنن..بذارين با ديدن شيكم قلنبه حاجي شريفي نيا و شيميائي زدن امين حيائي قهقهه سر بدن……چه فرقي داره واسشون كه پشت پرده كيه؟…چه فرقي داره واسشون كه بدونن اين بابا يكبار هم محض دلخوشي به گذشتش…به كتك زدن جيگر گوشه هاي همين مرز و بوم…..به تيغ زدن بدن رنجور دانشجوهاي مظلوم وخيلي كاراي ديگش با ديده ترديد نگاه نكرده…مگه فرقي داره كه جيب كي داره پر ميشه؟….مگه فرقي داره تا سالها اسم يه همچين عنصري بعنوان كارگردان پرفروشترين فيلم تاريخ سينماي ايران سوهان روحمون بشه؟… اصلا مگه اينا مهمه؟

حالا اين ملّت بياد عيدشو خراب كنه و نره فيلم همچين كسي رو تو سينما ببينه كه چي بشه؟ …..نه…خدا وكيلي واسه چي؟.. .واسه احترام به مير صيافي وبلاگ نويس كه تو راه نوشتن راجع به مشكلات همين ملّت قدرشناس جنازش بعنوان عيدي به خانوادش تحويل داده شد؟…واسه دانشجوهائي كه كارگردان اين فيلم و هم پالكي هاش بجرم طلب كردن حق همين جماعت كشتن و اينداختن زندان؟..عزّت ابراهيم نژاد؟…كي هست اصلا؟!…..بريم آقا…بريم كناربذاريم يخورده باد بياد!


اين جما عت واسه يه لحظه ادا اطوار ديدن همه چي يادشون ميره اونوقت شما از اين ملّت انتظار تحريم و مبارزه و اين حرفا رو داشتين….هه هه هه….خنديدم از نوع بدجوريش!
برين آقا…..برين بذارين ما هم يه شب بي دغدغه بخوابيم و غم ملّتي رو كه دوست نداره كسي غمشو بخوره, رو نخوريم!…..اي خدا…چه حالي ميده اينجور خوابيدن…بقول شا عر: برندارد سر ز بالين هركه بيدارم كند…

نكته:

زندگی در مملکتی که سید علی خامنه ای رهبرش باشد تهوع آور است
زندگی در مملکتی که محمود احمدی احمدی نژاد رئیس دولتش باشد شرم آور است
زندگی در مملکتی که حداد عادل رئیس خانه ملتش باشد عذاب آور است
زندگی در مملکتی که محسنی اژه ای وزیر اطلاعات و امنیتش باشد وحشت آور است
زندگی در مملکتی که ستون نظامش هاشمی رفسنجانی باشد خجالت آور است
زندگی در مملکتی که نظریه پرداز و روشنفکرش محمد خاتمی باشد خنده آور است
زندگی در مملکتی که نظام حاکمش جمهوری اسلامی باشد ننگ آور است
با تمام این موارد که خواندید ، هفتاد میلیون نفر در این مملکت زندگی می کنند و جز عده ای محدود صدا از کسی در نمی آید و انگار نه انگار که سرانجام این کاروان ، دره مرگ و تباهی است. تا کی می خواهیم با جملاتی نظیر "ما از نسل کوروش و داریوش هستیم" خودمان را فریب بدهیم ؟ اگر ما واقعا از نسل کوروش و داریوش بودیم امروز محمود احمدی نژاد نماینده ما در جامعه جهانی شناخته نمی شد و سید علی خامنه ای مالک جان و مال و ناموس ما (بنا بر نص صریح قانون اساسی جمهوری اسلامی) نبود . این وضعیتی که من میبینم من حتی شک دارم از نسل شاه عباس صفوی هم باشیم چه رسد به بزرگ مردی چون کوروش
آیا نباید به این جمله اعتقاد و ایمان داشت که "هر ملتی لایق همان حکومتی است که بر آن حکومت می کند؟

+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 11:50  توسط مهدی  | 

مرگ يك وبلاگ‌نويس در اوين

سازمان گزارشگران بدون مرز خواستار تحقيقات فوري در باره چگونگي مرگ يك وبلاگ

نويس ايراني در زندان اوين شد.

اين سازمان اعلام كرد: "مرگ اميدرضا ميرصيافي يادآور اين حقيقت تلخ است كه حكومت ايران يكي از خشن ترين حكومت هاي دنيا براي روزنامه نگاران و وبلاگ نويسان است".

وكيل آقاي ميرصيافي نيز در گفتگو با بي بي سي فارسي مرگ او را تأييد كرد.

محمد علي دادخواه، روز چهارشنبه ۲۸ اسفند (۱۸ مارس) توسط پزشكي كه خود در زندان اوين زنداني است، از مرگ موكلش با خبر شده بود.

به گفته آقاي دادخواه، دكتر حسام فيروزي در تماس با او گفته است كه صبح روز چهارشنبه متوجه حال ناخوش آقاي ميرصيافي شده و او را به بهداري زندان منتقل كرده است، اما به گفته او مقامات بهداري زندان از انتقال آقاي ميرصيافي به بيمارستاني در خارج از زندان خودداري كرده اند.

گفته مي شود آقاي ميرصيافي دچار افسردگي عميق بود و در زندان دارو مصرف مي كرد.

اين دومين مورد از مرگ زندانيان سياسي ايران در هفته هاي اخير است.

اميرحسين حشمت ساران نيز كه به جرم تشكيل سازماني به نام "جبهه اتحاد ملي" در زندان رجايي شهر كرج زنداني بود، روز ۱۶ اسفند در اثر بيماري قلبي درگذشت و وكيل او مسئولان زندان را به ‘مسامحه و غفلت آشكار' در باره سلامت او متهم كرد.

دادگاه انقلاب ايران اميدرضا ميرصيافي را به تبليغ عليه نظام و توهين به آيت الله خميني و آيت الله خامنه اي متهم كرده بود.

او مطالب خود را در وبلاگي به نام روزنگار مي نوشت كه ديگر در دسترس نيست.

آقاي ميرصيافي از روز ۱۹ بهمن (۷ فوريه) به زندان انتقال يافت، در حالي كه حكم محكوميت او به وكيلش ابلاغ نشده بود.

نكته:اميد هم اميد شكستن زمستان را در دلهاي ما باز هم زنده كرد.زنده باد ازادي؛زنده باد ايران؛زنده باد دموكراسي.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 14:26  توسط مهدی  |